عبد الله قطب بن محيى

145

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

لذيّت بيش است از الم در الميّت ، براى آنكه در امورى كه وصول به آن لذت و بهجت است ، خالق عزّ و جلّ داخل است ، به شرحى و تفسيرى كه در بعضى نامه‌ها كرده شده و امورى كه وصول به آن الم است نيست الّا مخلوق ، براى آنكه خالق خير محض و جمال مطلق است ، پس وصول به او الم نخواهد بود . ماند كه متعلّق الم غير خالق خواهد بود و هرچه غير خالق است مخلوق است و چون درست شد كه لذت و بهجت امرى است كه در قبول ماهيّت او هست كه متعلّق او خالق باشد و الم امرى است كه در قبول ماهيّت او نيست كه متعلّق او باشد جز مخلوق . و ثابت شد كه مخلوق در قوّهء هيچ معنى مساوى خالق نمىتواند بود در قوّتى از قواى او . ثابت شد كه در عرض درجات لذت درجه‌اى هست كه الم در مقابل او نيست ، پس در عين ابداع ماهيّت لذت و الم سبق رحمت بر غضب ظاهر شد لمن فهم و به ازاء آن درجه از لذّت كه الم در مقابل ندارد ، طبقهء هشتم بهشت كه آن را فردوس و جنت عدن گويند و به تشريف سكون رب موسم دارند مخلوق گشته . قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله : « ينزل اللّه تعالى فى آخر ثلث ساعات يتعيّن من اللّيل فينظر اللّه فى السّاعة الثّانية فى جنّة عدن و هى مسكنه الّذى يسكن لا يكون معه فيها الّا الأنبياء و الشّهداء و الصّدّيقون و فيها ما لم يره احد و لا خطر على قلب بشر . الحديث » و باقى طبقات سبعه به ازاء طبقات سبعه دوزخ مخلوق شده . و اين مسلك متوسطانه بود كه در زمانى كه به مشافهه از حلّ اين شبهه پرسيدند در جواب مسلوك گشت . مسلك سوّم براى منتهيان ؛ هرآينه اين مسلك موقوف بايد داشت تا منتهى پيدا شود . در نيابد حال پخته هيچ خام * پس سخن كوتاه بايد و السلام اگر كسى سؤال كند كه مسلك سيم كه ( موقوف ) مىدارى معنىاى است كه مبتدى يا متوسط را ممكن است فهم آن ليكن صلاح نيست كه با ايشان بگويند ، يا معنىاى است كه در سعهء قابليّت ايشان فهم آن نيست ؟ جواب آنكه ، آن معنىاى است كه در سعهء قابليّت ايشان فهم آن نيست ، نه براى آن